گرگو از لای در بیرون خزید و سوز سردی به درون آمد. قدرت در را بست. نمی‌دانست چه وقت روز است؛ آفتاب کم‌رمق زمستان بالا آمده بود. چشمانش به نور خیره‌کننده عادت کرد. حتم تا صبح برف باریده بود. همه‌جا سفید بود؛ کوه‌های دوردست، درختان گزِ روبه‌رو، تپه‌های شنی، درختان پسته و موتورخانه، هر چه به چشم می‌آمد سفیدِ سفید بود. دسته‌ای کلاغ از روی درختان گز بلند شدند. شاخه‌ها تکانی خوردند و برف از آن‌ها پایین ریخت. گرگو روی ایوان جست‌وخیز می‌کرد. هیچ‌ردی جز ردپای گرگو روی برف نبود. قدرت عطسه کرد و انگار مغزش تکان خورده باشد، تازه یاد جسدی افتاد که شب رهایش کرده بود.‏.»

#پرفروش_هفته ‌

نویسنده اعمال قهرمان را نه بر پایه‏ تصادفات که برمبنای علیت بنا کرده. تحقیر میان جامعه کوچک آبادی اولین عامل شکاف قهرمان و جامعه است که با مرگ مادر و اتفاقات تلخ دیگری همراه می‏شود؛ شکافی که نویسنده با روایت خواسته‌های شخصیت و آنچه درنهایت برایش امکان‏پذیر است نمایش می‌دهد.
اتفاقاتی که قهرمان را، کنش‏های جبران‏ناپذیرش را و عاقبت تاسف‏بارش را برای خواننده قابل درک می‌کند. پویایی شخصیت همچنین براساس کنش‏های جامعه و خانواده نسبت به او شکل می‌گیرد. جلب همدلی خواننده با قهرمان رمان شاید دشوارترین چالش نویسنده در نگارش این رمان بوده است که با تکنیک‏های گفته شده امکان‏پذیر شده است و با نمایش تمام کنش‏های قهرمان برای فرار از سرنوشتی که حتی خود نیز دوست ندارد. ‌
‌‌
‌📚عنوان : #شکار_کبک
✍🏻نويسنده: #رضا_زنگی_آبادی‌
‌ 🏫نشر: چشمه
📂دسته بندی : داستان ایران
💰قیمت : ۲۴۰۰۰ تومان
همراه ما باشید.

_______________

#شهر_کتاب #شهر_کتاب_اصفهان #شهر_کتاب_اردیبهشتa


نظرات کاربران (0)

نظر شما
SiteLogo